خرید بک لینک

دیروز صبح با سردرد زیادی بیدار شدم

بعدم که رفتم سرکار حدودا تا ۵ اونجا بودم

وقتی رسیدم خوابگاه

آقای میم پیام داد

بیا بریم بیرون و منم طبق معمول نه نگفتم

۶ و نیم رفتیم

وقتی برگشتم له بودم از خستگی

بس ک پیاده روی کردیم

تا رسیدم

دیشب از شدت خستگی بیهوش شدم

یعنی رو هوا خوابم برده بود ...

صبح ک بیدار شدم فهمیدم چقدر بد خابیدم

نصف بدنم خشک شده بود

هنوزم خشکه و درد داره ....

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1402 ساعت: 22:34

این مدت که نبود اینقدر اتفاقات بد پشت سرهم افتاد که حتی خودمم فکرش و نمی کردم یهو زندگیم اینقدر زیر و رو بشه باید بیام بنویسم تا یادم نرفته

برچسب: نویسنده: روژان قنبری تاريخ: دوشنبه 1 آبان 1402 ساعت: 22:34

صفحه بندی